اخیرا آمار طلاق عاطفی حتی بسیار بیشتر از طلاق رسمی و قانونی گزارش شده و مهمترین آسیب آن فقدان مدیریت روانی مناسب زوجین و فرزندان در خانواده است.طلاق عاطفی، یکی از پدیدههای اجتماعی مهم و پر اهمیتی است که در هر جامعه وجوددارد وطبق آمارهای مختلف، گویا تعداد آن ازطلاقهای رسمی زوجین نیزبیشتر اعلام شدهاست. طلاق عاطفی به عنوان انتخابی نفرتانگیز بین تسلیم ونفرت تلقی میشود.درک نکردن صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و نهایتا بیعلاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی، همه و همه دست به دست هم میدهد تا یک طلاق عاطفی را در زندگی زوجها بهوجود بیاورند. نوعی حفظ اجباری و ظاهری ازدواج که به بهانه ترس از آینده فرزندان، انگ اجتماعی و... رقم میخورد. به صورت کلی طلاق عاطفی ناشی از ناکامی در سه رابطه کلامی، زناشویی و عاطفی بین زوجین است. این وضعیت در طول زمان اتفاق میافتد و شدت آن میتواند از زوجی به زوج دیگرمتفاوت باشد. این در حالی است که در طلاق عاطفی، زندگی زناشویی در زیر یک سقف ادامه خواهدیافت، اما روابط عاطفی زوجین از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست. وضعیتی که شاید تا آخر عمر زوجین ادامه پیدا کند یا در مرحلهای به طلاق قانونی ختم شود. چرا طلاق عاطفی؟عموما طلاق عاطفی درسالهای ابتدایی زندگی رخ نمیدهد؛ چرا که درسالهای آغازین زندگی مشترک هرقدر تفاوتها و سلایق دو طرف زیاد باشد، باز هم آن کشش وعشق وعلاقه وجود دارد یا شاید امیدی برای تغییر شرایط وجود داشته باشد. دکتر محسن ایمانی، مشاور و روانشناس با اشاره به این نوع از طلاق میگوید: «گاهی اوقات در خانواده مشکلاتی بین زن و مرد ایجاد میشود که این مشکلات حل نشده و قدم جدی و اساسی برای آن برداشته نمیشود. انباشته
برچسب:
نویسنده: متین فراهانی
تاريخ: دوشنبه
9 بهمن
1402 ساعت: 19:21